جذام در آسيا. نويسندگان عربي اولين بار توصيفات باليني سودمندي از جذام عرضه‌ كرده‌اند. درست است كه يكي از نخستين آنان ابوالقاسم زهراوي (دهم ـ 2) بود و در اندلس‌ مي‌زيست‌، يعني در غرب‌، ولي مسلمانان شرقي توجه زيادي به جذام داشتند و قرن‌ها اين كار را دنبال كردند. قطب‌الدين شيرازي (سيزدهم ـ 2) رسالة في البرص را نوشت‌.
صورت‌هاي گوناگوني از جذام از زمانهاي قديم در هند وجود داشت‌.
در يادداشت راجع به فاـ شين (پنجم ـ 1) تعبير من از ((چنداله‌ها)) به عنوان جذامي (هرچند با علامت سوٴال همراه بود) گمراه كننده است‌. فا ـ شين در فوكوچي (باب 16، چاپ جيمز لِگ‌، ص 43، آكسفورد 1886) از آن صحبت مي‌كند. چنداله‌ها مطرود بودند؛ شايد برخي جذام‌ داشتند، درست مثل نجس‌ها. واژه‌ٴ ((جذامي‌)) و ((مطرود)) اغلب در گذشته جا به جا مي‌شدند و از اين رو مبهم بودن اصطلاح تاحدي به‌جا بود.
روايات چيني تاريخ جذام را تا سده‌ٴ ششم پ‌م مي‌رساند. مي‌گويند برخي از شاگردان‌ كنفوسيوس از اين بيماري مرده‌اند، ولي عبارات مربوط به آن در لون‌يو بسيار مبهم است‌. توصيف‌هاي موجود در كتاب‌هاي پزشكي هم به همان اندازه برايم اسباب ترديد است و اصطلاح چيني جذام ــ تافنگ‌، مافنگ‌؛ لي‌فنگ (اين فنگ با دوتاي ديگر فرق دارد) و الي آخر ــ حتي از اصطلاح اروپايي هم نامشخص‌تر است (نك وونگ و وو، صص 209 ـ 211، 1936).
چينيان بيش از همه به استفاده از آن چيزي پرداختند كه اينك بهترين علاج خوانده مي‌شود، يعني روغن چولموگرا، و اين مربوط به زمان‌هاي بسيار قديم است‌. ولي چوتان‌ـ چئي اول كسي‌ بود كه در آن باره نوشت و شرح داد كه نگه‌داشتن آن در معده بسيار دشوار است‌، زيرا خاصيت‌ قي‌آور شديدي دارد. تنها در سده‌ٴ بيستم بود كه روش راحت‌تري براي خوراندن چولموگرا به‌ بيماران پديد آمد و اين موجب پيدايش اميد تازه‌اي براي جذاميان جهان شد.
جذام در ژاپن نيز وجود داشت (هميشه با همان دشواري در مورد شناخت دقيق بيماري‌). درباره‌ٴ يك كاهن بودايي به‌نام نين‌سئي مي‌شنويم كه جذام‌خانه‌هايي تأسيس كرد و در سال‌1303وفات يافت‌.
13. قحطي‌ها.
بحث از قحطي در اينجا ممكن است نامناسب به نظر آيد، چون بايد پذيرفت كه‌ قحطي بيماري نيست‌. ولي قحطي را نمي‌توان با طاعون بي‌ارتباط دانست و هميشه ميان اين دو مصيبت هم‌بستگي وجود داشته است‌. مثلاً، لاوْدِي (ص 14، 1914) خاطر نشان مي‌كند كه هيچ‌ موردي از شيوع طاعون را در فاصله‌ٴ سال‌هاي 1033 و 1683 (در هند) نمي‌توان يافت كه‌ شواهدي از قحطي در آن وجود نداشته باشد. در دوران قديم و سده‌هاي ميانه قحطي بسيار مكرر بود؛ تقريباً مي‌توان گفت هميشه در اين يا آن نقطه وجود داشت‌. مورخان قديم اغلب يك چنين‌ جمله‌اي به‌كار مي‌بردند ((در سرزمين قحطي روي داد)) كلمات ساده‌اي كه خواندنش تصوير